الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
753
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
و توفيق خدا از آنها سلب شود و اين معنى عدم هدايت است تا آنكه گويد : ظاهر اين است كه كلام راوى پرسش از امام باشد و حاصل جواب امام ( ع ) اين است كه خدا بندهها را به فطرت ايمان پذيرى آفريده و به وسيلهء ارسال رسل و اقامهء حجج ، حجت خود را بر همه تمام كرده و كسى را به كفر وادار نكرده ، نه از نظر آفرينش و نه از نظر آموزش و پرورش لكن برخى مشمول لطف خاص شدند كه باعث تأييد آنها به گرويدن به خدا شده و برخى به سوء اختيار از اين لطف خاص بركنارند و كافر گردند و با اين حال مجبور به كفر هم نيستند و همين معنى امر بين الامرين است . و محتمل است كه مقصود اين باشد كه اعطاى فطرت و ارسال رسولان براى هدايت است برخى از اين هدايت عامه بهرهمند شدند و مؤمن شدند و برخى بر كنار شدند و كافر شدند و اين معنى به مسلك متكلمين موافقتر است و معنى اول با اخبار ديگر سازگارتر است و اللَّه اعلم بحقيقة الاسرار . سپس بايد بدانى كه اصحاب در اينكه ممكن است ايمان برود و كفر به جاى آن آيد اختلاف دارند . شهيد ثانى ( ره ) گفته : اكثر اصوليين تجويز كردهاند كه مؤمن كافر شود چون مانع عقلى ندارد و آيهء قرآن هم بر آن دلالت دارد چنانچه خدا فرموده است ( 137 سوره نساء ) : « به راستى آنها كه مؤمن شدند و پس كافر شدند و باز مؤمن شدند و سپس كافر شدند و سپس به كفر خود افزودند خدا آنها را نيامرزد » . ( 100 سوره آل عمران ) : « اى كسانى كه ايمان آورديد اگر از جمعى از اهل كتاب فرمان بريد شما را كافر كنند بعد از ايمان داشتنِ شماها » . و به علاوه اخبار و احكام راجع به مرتد فطرى هم دلالت دارند كه مؤمن كافر مىشود . ولى سيد مرتضى منكر شده و اخبار و آيات را به مؤمن زبانى حمل كرده است نه مؤمن واقعى و قلبى و گفته : هر كه اظهارِ كفر كند كشف شود